تبلیغات
زیبایی های مراغه - و سهندی بنام (بلود قاراچورلو)

و سهندی بنام (بلود قاراچورلو)

نویسنده : ایوب فارابی شنبه پنجم تیرماه سال 1389 01:07 ق.ظ  •    ارسال شده در: و سهندی بنام (بلود قاراچورلو)

در قرن بیستم یکی و شاید پرفروغترین ستاره آسمان شعر ملی مبارزی آذربایجان بولود قارا چورلو پسر مطلب در سال 1926 در مراغه در یک خانواده کارگری به دنیا آمد پدر مادرش اسم فرزندشان را بولود (ابر) گذاشتند آنها با انتخاب این اسم شاید نمی‌دانستند این ابر کوچک روزی ابری پرباران خواهد بود و گلشن شعر آذربایجان را آبیاری و پرگل خواهد کرد. در ترسناک‌ترین زمان استبداد رضاخان یعنی زمانی که هویت ملی مدنی ملت آذربایجان مورد تاخت وتاز و توهین بود بدنیا آمد و پا گرفت. او با اینکه در مدرسه‌ای که در آن با زبان مادری‌اش نوشتن خواندن و حتی صحبت کردن ممنوع بود از زمان ادراک شروع به گفتن شعر به زبان مادری‌اش کرد. و تا آخر عمر بدون توجه به این شرایط سخت در راه هویت، زبان، تاریخ و مدنیت خود بدون خستگی فریاد کشید، و قلم زد بولود در دوران جوانی به خاطر شرایط سخت خانواده بدون اتمام متوسطه، برای کمک به خانواده وارد بازار کار شد. در1940 با اشغال ایران توسط متفقین و برچیده شدن موقتی استبداد رضاخان در آذربایجان حرکتهای ملی دمکراتیک به راه افتاد. بولود جوان مثل خیلی‌ها همراه این حرکت شد اولین شعرش در مجلس شاعران در تبریز خوانده شد.

 

تاریخ‌لر بویونجا ائی بؤیوك وطن

یاغییا دوشمنه اییلمه دین سن

بوگون طبیعت‌دن ایلهام آلدیم من

گئچدی سحر واقتی بو سؤز اوركدن

اینسانا روح وئره ن دیلینه آلقیش

جهت دیدن مطالب بیشتر بر روی ادامه مطلب كلیك كنید

 

در این سالها حکومت ملی تشکیل شده در آذربایجان در عرض یک سال بسیاری از خواسته‌های مردم را به جا آورده بود اما آنهائی که مسائل دنیا را از دیده خود می‌نگریستند نتوانستند این موفقیت را تحمل کنند و آذربایجان تازه جان گرفته را فدای افکار استبدادی خود کردند. و این دولت مردمی نوپا از هم پاشیدند. اما آذربایجان‌سوخته مثل اجاقی گداخته خاموش نشد. شرایط سخت‌زندان و غربت هر چه بیشتر و روز به روز باعث جان گرفتن شعورملی‌سهند شد او در سالهای1953ـ1951 دو منظومه یکی «آراز» و دیگری «خاطره» را نوشت او در این منظومه‌ها با درد دل از آرزوهای بر باد رفته از قحطی خلق و حیات سخت و دولت از دست رفته در آذربایجان و حاکمیت ظلم و جور و نتیجه تاریخ شوم دو تکه شدن سرزمین خود و از اینکه اگر یک ملت به زبان خود نخوانده و ننویسد چه بلاهایی بر سرش خواهد آمد سخن گفته است شاعر منظومه آراز را با این شعر شروع می‌کند.

 

من آراز آدیلان

چوخ زاماندیر تانیشام

ان كیچیك یاشلاریمدان

اونا روانلامیشام

قوجا بابام نه واقتی كن

بوغازیم آغرییاردی

آراز كئچمیشم دییه

بوغازیمی سیغاردی

سوروشاردیم آی بابا

آراز نه دیر كئچمیسن

نه كیمی شئیدیر او كی

سویوندان دا ایچمیسن؟

سوالمیدن بابامین

یاشلاردی گؤزلری

اؤزونین چیینلرینده

گیزله نه‌ردی كدری

اؤزومه مأیوس مأیوس

باخیب دئمه‌زدی بیر سؤز

گؤرردیم آنجاق اولوب

اونون توكلری بیز بیز

سونرا دا قارداشیمین

آدین قویدولار آراز

لاكین اؤندا دا منه

آیدینلاشماری بو راز

آنجاق آراز بئشیكده

یاتیب ییرغانان زامان

بؤ سؤزلری دینلردیم

آنامین لایلاسیندان

آراز'ی آییردیلار

قومویلن دویوردولار

من سندن آیریلمازدیم

ظولمولن آییردیلار

 

در سال 1953پس از آزاد شدن سهند و دوستانش از زندان فاجعه کودتای ضد دمکراتیک با همکاری آمریکا، انگلیس و دربار ایران برای سرنگونی دولت مردمی مصدق رخ داد. این کودتا در ایران و آذربایجان خفقان ملی اجتماعی را چندین برابر افزایش داد و نفسها را در سینه‌ها محبوس کرد در این سالها سهند مانند شخص عادی با دوست نزدیک و صمیمی خود فرزانه در تهران زندگی می‌کند او با راهنمائی دوستش با فوكلور و خصوصاً شاه ادب آذربایجان «ده ده قورقود بویلاری» الفت گرفت و روز به روز این انس افزایش یافت در این ماهها شعر معجزه‌ای حیدربابا یا سلام شهریار باز سهند را روحی تازه بخشید و برای او منبع الهامی شد سهند هم ده ده قورقود بویلاری را شروع به نظم کشیدن کرد، او با ثابت ماندن ماجراها و داستانهای این منظومه برای هر داستان یک آغاز و پایان اضافه نمود در این اضافات شاعر احساسات ملی تاریخی، اجتماعی و فلسفی خود را به قلم می‌کشید با کامل شدن این داستانها و نوشته‌ها در فکر چاپ و گسترش آن برمی‌آید اما در شرایط سخت آن زمان این فکررا عملی ساختن آسان نبود و هیچ چاپخانه‌ای برای انتشار یک اثر ترکی حاضر نمی‌شد با تلاش زیاد یک چاپ خانه به شرط چاپ و انتقال شبانه آن از چاپ خانه موافقت می‌کند اولین جلد آن با درج نشدن تاریخ چاپ در روی آن به بازار می‌آید دوست شاعرش فرزانه در مقدمه این کتاب چنین می نویسد «شاعر بزرگ و صاحب سخن این کار را به بهترین نحو به جای خود رسانده است با در نظر گرفتن ذوق و احساس خواننده در آن هیجان غم و شادی بدیع آفریده و یک اثر اجتماعی عرضه كرده و باوفادار ماندن به ساختار اصلی و اسلوب و خصوصیات سخن در جای خود استعداد خویش را نشان داده و به دریای بی‌افق ذوق انسان راه یافته است شاعر برای زنده کردن احساسات و معنای جا گرفته در داستانها و همچنین روبرو کردن آنها با مسائل اجتماعی و فلسفی در اول و آخر اثر یک مقدمه و خاتمه آورده است این اضافات منظومه را بدیع و از جهت فکر چندین برابر ارزشمند و خیال را به پرواز می‌دارد در هر سطر و هر صفحه منظومه عشق شاعر به سرزمین مادری خلق ملت و تاریخ پرافتخار خود دیده می‌شود.

 

بو توپراغدا بو دیاردا

اسیرلردن اسیرله‌ره

السیزلری تالامایام

تؤپوردؤیون یالامایان

دیللرینه یالان گلمه‌ز

حق یولوندان اوز چئویرمز

ظولمكارا بونیین ایمه‌ز

دالیسینی دوشمن گؤرمه‌ز

دیشی اصلان

قوچ ایریلر

قافلان كیمی

یووا سالمیش

بو داغلارین یایلاقلارین

جیران قاچار اولاقلارین

تورپاغلاری قاریشیقدیر

بابالارین تورپاغیلای

 

در این دفترها آهنگ وموسیقی به کار رفته برای به نظم درآوردن داستانها از یک طرف و وابسته بودن شاعر به هویت ملی و به ملت خود از طرف دیگر شاعر را از همه چیز آشکارتر به عنوان فریاد گر ملت خود ودر سیمای یک عاشق حق جلوه‌گر می‌کند.

 

در حالی که جلد اول داستانهای «ده ده قورقود» سازمین سوز و آن زمانها نشر وبعدا تجدید چاپ هم شد وحتی در ترکیه و باکو چاپ و منتشر گشت، اما جلد دوم آن یعنی «ده ده مین کیتابی» تا امروز هم رویی روشنائی ندیده شاعر در جلد دوم شش داستان از داستانهای ده ده قورقود را به نظم کشیده است و در پایان و شروع آنها نیز مقدمه و خاتمه‌ای آورده است و خصوصا در پایان اثر در خاتمه آورده شده آن سخن‌پردازی خود را به نحو احسن به نمایش گذاشته است.

 

بعد از کودتای 1953 بسیاری از عمر خود را بالاجبار در تهران سپری کرد فقط به نظم کشیدن داستان‌های حماسی ده ده قور قود کفایت نکرد بلکه این سالها پر مؤثرترین سالهای زندگی او شد در این سالهای سخت از یک سو جوابهای دندان‌شکن کسانی که زبان او را نادیده می‌گرفتند و بر تاریخ ملی و هویت او به چشم حقارت می‌نگریستند و از سوی دیگر به عنوان یک منادیی انسانیت وحقیقت از ویتنام گرفته تا اسپانیا و کوبا از مبارزات مردم در آن سرزمینها حمایت می‌کرد و آنها را می‌ستود و به آنهایی این آزادی‌خواهی مردم را به خون و خاک می‌کشیدند بیزاری می‌جست. او در شعر «بیر مزار بویدا یئر سوراغیندا» (در پی زمینی به اندازه یک گور) آنهائی که ملت و ارزشهای ملی او را زیر سئوال می‌بردند در مقابل آنها می‌ایستد و مقابله با آنها را چنین به تصویر می‌کشد:

 

اوخودوم دیرچلدیم آیاغا قالخدیم

شیشمك اولوب چاخدیم

ولكانا دؤندوم

بولود تك كیشنه دیم سئل اولوب آخدیم

كؤكسو داغ دالغالی اومانا دؤندوم

وارلیغیمی دانانا قلبزنلره

یامان یاخالاشدیم یامان ووروشدیم

یالان پالانلارین تاپشیردیم یئله

حاقسیزلیغا قارشی یامان ووروشدیم

اوره‌ك سؤزلریمی حاق سؤزلریمی

قایا كیمی دوشمن كؤكسینه ووردوم

قصبكارا جومورد بابالار كیمی

گاه قان قوسدوربان گاه قان اوتوردوم

الیمدن زینهارا زارا گلنله

كؤپك كوشگوتیلر ایت بیراخدیلار

حاق سوزیمه جاواب وئرمه ینلر

قدره قوللانیب غمه تاخدیلار

گوجوم گوجلرینه چاتانمادیقدا

هر طرفدن منی دوره له ییبلر سونگونو بؤیریمه سانجیب آدیما

وطنسیز دئدیلر نه‌لر دئدیلر

یئنه ‌ده داغلار كیمی دوردوم دایاندیم

نه چكیندیم نه ده چاشدیم

محكمه‌لرینی ایلنجه ساندیم

دنیز كیمی جوشدوم كوكره‌دیم داشدیم

آیاغی كوندلی قوللاری باغلی

سسیمی اوجالتدیم آچدیم دیلیمی

اوره‌یی قوربالی سینه‌سی داغلی

دئدیم هر دردیمی هر نیسگیلیمی

چوخ یاخشی بیلیرسیز فیریلداقچی‌لار

من نه وطنسیزم نه ده گؤبه لك

دوغما دییاریم وار بؤیوك ائلیم وار

منیمدیر هم كئچمیش هم ده گله جك

 

شعر «طالعیمه باخ منیم» (در مورد هویت ملی) خیلی پرمعنا و پربار است سهند در این شعر یک انسان محروم ازحق ملی و محروم از زبان مادری را چنین به تصویر می‌کشد:

 

طالعیمه سن باخ

دوشونجه‌لریم یاساق

كئچمیشیم‌دن سؤز آچماغیم یاساق

آتا بابامی آدین چئكمه‌ییم یاساق

آنامدان آد آپارماغیم یاساق

بابا دییاریم ایسه

پیتراق پیتراق بیلیرسن

دوغولاندا بئله

اؤزوم بیلمییه بیلمییه

دانیشماغیم دا یاساق ایشیم یاساق

 

و این چنین از سال 70ـ1960 سهند در شعر مبارزی آذربایجان جنوبی برای خود جائی ویژه پیدا می‌کند در این سالها با رفت و آمد پروفسور رستم علی‌اف به ایران زمینه منتشر اشعار در آذربایجان شمالی توسط ایشان فراهم می‌شود بارزترین بخش دیوان سهند جائی است که سهند به شاعران و ادیبان شمال آذربایجان شمالی نامه نوشته است او اولین، دومین و سومین اشعار ارمغان خود رابه واسطه رستم به آن طرف می‌فرستد و از آنجا در جای خود جواب برای نامه‌هایش می‌گیرد دوستی، برادری و در چشمهای این منظومه یعنی در نامه‌ها، آرزوها خواسته‌ها حسرتها و ناله از هجران به روشنی دیده می‌شود در بین نامه‌های این منظومه سهند نامه‌ای به شهریار که همیشه احترام او را نگه می‌داشت می‌نویسد و یا به گفته خود در خانه شهریار را می‌زند. شهریار به نامه سهند با مجموعه معروف «سهند» جواب می‌دهد این دو نامه نه تنها دو شاعر را به هم نزدیک می‌کند بلکه بر روحشان بلندا بخشیده، در نوشته‌های سهند عرفان کاملاً جان می‌گیرد، افتخار و غرور شهریار به ارث کلاسیکمان بیشتر می‌شود و نگاه او به خویشتن افزونی می‌یابد شاعر در ارمغان سوم ملاقات با رستم علی‌اف و درد دل با او را چنین به تصویر می‌کشد:

 

داغیوی گؤرمه‌ییم رستم قارداش

غریبه دادیم آدوردون

دوغما وطنیم ده دوغما ائلیمده

منی غریب گؤروب حالیمی

بیر عؤمور دردیمی گیزلی ساخلادیم

اودلاندیم آلوووم اوزومی یاخدی

اودوما سوسه‌په‌ن اولمادی بیرجه

گؤزلریمین یاشی ایچیمه آختی

حكیم سیز قایقی سیز داوا درمانسیز

سیمله‌دی سومی‌یه ایشلدی یارام

اوزومه باغلاندی بوتونقاپیلار

اوزوم‌دن ال اوزدوم كسیلدی چارام

چوخلار باشیم اوسته گلدی سوروشدو

لاكین احوالاتیمی سوران اولمادی

دردیمی یانیغمی سوران چوخ اولدی

آنجاق یانیخماری گؤزی دولمادی

نه بیلیم لازیم مولاحیظه‌لر

یالنیز قورخوردمادی سنی

قارداشیم

ائلین امه‌یی حالالین اولسون

bolod gharachorlo=بلود قاراچورلو

 

و بختیار وهاب زاده در شعر«سهنده مکتوب» چنین به سهند جواب می نویسد:

 

قارداش عینی دردی قارداشلاریلا

اؤ آجی فریاد لار شیرین نفس‌لر

منیم ده كؤلومون آهی ناله‌سی

قارداشیم تبربزدن گلن بو سسلر

باكی نین سسی دیر باكی نین سسی

دئییرسن یاری یا بؤلوننلری

دردینی دونیادا بیر بیلمه ین یوخ

بیزده بولوشموشوق آنجاق بودردی

اوجا كورسولردن بیر سؤیله‌ین یوخ

ییخلار گریدن اتیلی ئین

تكانی یاراداق اؤزوموز گره‌ك

یئنه‌ده اولارین (همن خاك) اگر

بییز اؤز ایچیمیزدن ایته لنمه‌سك

خیردا تپه‌لری سئللر اویاندا

اسه‌ر بو حمله‌یه داغلاردا زاغ زاغ

بیز اؤز اؤز در دیمیزه آغلامایاندا

بیزیم یئریمیزه كیم آغلییاجاق؟

گوناهكار توتمایاخ بوردا هئچ كیمی

آیریلدیق بیز غونچه غونچه

چوخ واقت اؤزومیزی به یه نمه میشدیك

بیز دئدیك فیلان كسه گره‌ك اوخشایاك

یاندی اؤز باغریمیز فیلكیر چشمه میز

اؤزگه باغلارینی سوواردیق آنجاق

سالدیق اؤزوموزی اؤزوموز گؤزدن

كؤلیله اوینادیق ال چكیب كؤزدن

كؤلگه‌لر نور آلدی شفقیمیزدن

گونش بیزیم اولدو سحر اؤزگه‌نین

هله تانیماییر دویماییر بیزی

اؤز شهریم منیم اؤز كندیم منیم

كیمسه‌دن اوممایاق طالعیمیز

اؤزوموزدن اومماق سهندیم منیم...

 

منبع

 



برچسب ها: و سهندی بنام (بلود قاراچورلو) ، سهند ، قاراچورلو ، سهندیه ، بلوت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه نهم خردادماه سال 1390 11:57 ب.ظ

سه شنبه پانزدهم فروردینماه سال 1396 02:47 ق.ظ
Cool blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A theme like yours with a few simple adjustements would really make my blog stand out.
Please let me know where you got your theme. Thanks
دوشنبه یکم شهریورماه سال 1395 01:50 ب.ظ
اللرینیزه ساغلیق
ایوب فارابی
یاشاسین
چهارشنبه ششم اسفندماه سال 1393 10:48 ب.ظ
سلام
چوخ گوزل شعریدی. اللریویز آریماسن.
یاشاسین وطنیم آزربایجان
جمعه بیست و هشتم بهمنماه سال 1390 03:09 ب.ظ
داداش خوب كپی برداری میكنی از سایت های دیگران
من مدیر سایت فرابیسال هستم
واقعا شورشو در آوردی
همشهری
ایوب فارابی
اقای شورشو درآوردی حداقل لینک سایتی که بنده کپی برداری کردم رو میدادی ماهم به گناه عظمای خود پی میبردیم خیلی ها چشمشون نمیتونه ببینه پیشرفت مارو و داره سنگ اندازی میکنه ولی بنده از هیچ تلاشی برای پیشرفت شهرم فرو گذار نخواهم بود حالا شما دست به هر حیله ای میخوای بزنی بزن واینو میدونم که بچه تبریزی ...برو در خونتون بازی کن
سه شنبه پنجم مهرماه سال 1390 12:52 ق.ظ
سری به وبلاگ ما بزنید..روستای هرایین قزوین
سه شنبه پنجم مهرماه سال 1390 12:51 ق.ظ
سلام دوست عزیز"آفرین به شما که اینقدر حس وطن دوستی در شما وجود دارد..خیلی لذت بردم
سه شنبه بیست و هفتم مهرماه سال 1389 11:56 ب.ظ
وای بولود وای سن نقده بویوک آدامدین...ساغولون
دوشنبه چهارم مردادماه سال 1389 10:25 ب.ظ
سلام آقای فارابی
متأسفانه بدلیل خرابی سایت بلاگفا كه نمی تونستم وارد وبلاگ شم ، یادم رفته بود
حتما همین الان لینكتون می كنم
اگه ممكنه شما هم ما رو لینك كنین

با عرض معذرت
حتما یه سری بزنین

چهارشنبه سی ام تیرماه سال 1389 08:07 ب.ظ
سلام
خسته نباشین
وبلاگ جالبی دارین

با اجازتون شما رو لینک کردم

اگه ما رو هم لینک کنین ممنون میشیم

آماده خدمت گذاری هستیم

با تشکر : روابط عمومی و امور فرهنگی چاپ فرهنگ مراغه - هادی پروانه
نام مدیر عامل : ناصر کاظم فام

اینم لینك خودمه :
http://gonbad-grafic.blogfa.com/
اینم اگه لینك كنی ممنون میشم
سه شنبه بیست و نهم تیرماه سال 1389 02:23 ب.ظ
کنسرت «گروه ترکمان» در مراغه
با هنرنمایی «نوید مثمر»
31تیر و 1مرداد 1389(پنج شنبه و جمعه)
مراغه-تالار بهشتی(خیابان اوحدی)
**************************
«تورکمان قوروپو»نون ماراغا کونسئرتی
«نوید مثمر»ین ایفاسی ایله
31 تیر و 1 مرداد 1389
(جومعه‌آخشامی و جومعه)
ماراغا-بهشتی سالونو(اوحدی خییاوانی)
جمعه بیست و پنجم تیرماه سال 1389 12:19 ب.ظ
khodayish hame matalebetoon aliye
ایوب فارابی
ممنونم از شما نظر لطفتونه
سه شنبه بیست و دوم تیرماه سال 1389 10:15 ب.ظ
سلام
من هادی اكبری متولد مراغه ساكن مشهد مدیر كانون تبلیغات جهانگردی نگارستان هستم. كارم تولید نقشه های گردشگری شهرهای توریستی ایران و جهان است.
از وبلاگ شما بعنوان یك همشهری لذت بردم. اگر دوست داشتید سری به وبلاگ و وبسات من بزنید و اگر امكان داشت در پیوندهای خود قرار دهید.
با تشكر و سپاس
هادی اكبری
مشهد - 22 تیرماه 89
سه شنبه بیست و دوم تیرماه سال 1389 11:35 ق.ظ
سلام جناب اقای فارابی مطالب خبیلی جالبی بود

با اجازتون این مطلب رو با ذکر منبعش تو وبلاگم می زارم

اگه باز از این کارم ناراحت شدید اطلاع دهید تا پاک کنم
خسته نباشید
چهارشنبه شانزدهم تیرماه سال 1389 11:19 ب.ظ
سلام دوست عزیز:
لطفا منو با نام .::بهترین وتخصصی ترین سایت دانلود اسماعیل یكا::.لینك كن وبعد بیا وبگو با چه نامی لینكت كنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر